الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

57

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

يعقوب به يوسف . و من در انتخاب شهادت ، مخير شده‌ام و گويى مىبينم پاره‌هاى تنم را گرگان بيابان ، ميان نواميس و كربلا آنها را از هم مىدرند و شكمبه‌هاى خالى و شكمهايى گرسنه را از آنها پر مىكند ، از روزى كه قلم زده شده است ، گريزى نيست ، رضاى خداوند ، رضاى ما اهل بيت است كه بر آزمايش صبر مىورزيم و پاداش صابران را به ما مىدهد . پارهء گوشت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از او دور نشود بلكه براى وى در حفيرة القدس فراهم مىآيد كه چشمش به آنها روشن گردد و وعده‌اش به واسطه آنان وفا شود ، هان ! هر كس جان خود را به راه ما مىبخشد و خود را براى ديدار خدا مهيا ساخته است ، همراه ما حركت كند كه من در بامداد فردا حركت مىكنم ، ان شاء اللّه تعالى » « 1 » . ( 1 ) خطابه‌اى بليغ‌تر و اعجاب‌انگيزتر از اين خطابه نمىشناسم كه دعوت به حق و ناچيز شمردن زندگى براى خدا را دربردارد . در اين خطابه ، اين نكات آمده است : ( 2 ) 1 - آن حضرت ، از مرگ خويش خبر مىدهد و مرگ را خوشامد مىگويد و آن را زينتى براى انسان مىشمارد آن‌گونه كه گردنبند ، گردن دختر جوان را زينت مىبخشد و اين تشبيه از دل‌انگيزترين و زيباترين تشبيهاتى است كه در كلام عرب آمده و طبيعى است ، مرگى كه انسان بدان زيور يابد ، همانا مرگ در راه خدا و حق است . ( 3 ) 2 - آن حضرت ، اشتياق فراوان خود را به گذشتگان پاكش نشان مىدهد ، آنها كه در راه خدا شهيد گشته بودند و اشتياق وى همچون اشتياق يعقوب به يوسف بود ، آن‌گونه كه خود فرموده است .

--> ( 1 ) الحدائق الوردية 1 / 114 . مفتاح الافكار ، ص 148 . كشف الغمة 2 / 29 .